سپهرسپهر، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 12 روز سن داره

سپهر عشق مامان

ملاقات با یه دوست و هم وبلاگی خوب

1391/10/27 12:53
نویسنده : مامانی
259 بازدید
اشتراک گذاری

دوباره سلام.

خیلی خوشحالم . یه اتفاقی که خیلی وقته منتظرش بودم اتفاق افتاد.

روز چهارشنبه 20 دی ماه توی روضه خونه سارا جون، یکی از بهترین بهترین بهترین دوستای وبلاگی رو دیدم.

اگه گفتید کی؟؟؟؟؟

پریسا شیطون و مامان خیلی خیلی مهربونت.خیلی خوشحال شدم دیدمشون.

قبل از اینکه برم مراسم روضه ، همش تصویر قیافه مریم جون (مامان پریسا) جون رو توی ذهنم تصور میکردم.

مریم جون خیلی خیلی خیلی خوشحال شدم از آشناییت عزیزم.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

مامان مهبد كوچولو
2 بهمن 91 11:15
واي كه خيلي مزه ميده يه دوست تو دنياي مجازي رو توي دنياي واقعي ببيني . ايشالله كه دوستي هاتون هميشه پابرجا و پر دوام باشه . دوستت دارم . ايشالله كه قسمت بشه شما رو ببينم .... يعني ميشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


آره عزیزم، مزه اش رو میدونی. چه حالی میده.
مرسی .
ایشالاااااااااااااااااااااااااا
مامان اهورا
10 بهمن 91 19:48
سلام عزیزم خوبی سپهر جان خوبه؟خیلی ناراحت شدم که نتونستم ببینمتونکامنتتون رو خیلی بعد خوندم اخه به خاطر امتحاناتم یک ماهی آپ نبودم ان شالله سر یه فرصت مناسب عزیزم سپهر رو ببوس


سلام عزیزم. ممنونم منم خیلی ناراحت شدم.
ایشالا.
امیدوارم که توی درسات موفق باشی عزیزم.
مامان پریسا
1 اسفند 91 18:32
ای وای خدایا یعنی من این همه وقت به وبلاگت سر نزدم

شرمنده کردی زهرا جون.من هم از دیدن شما خیلی خوشحال شدم. اصلا تصور نمیکردم که با دوست و مامان به این مهربونی روبرو بشم.
خییییییییلی دوستت دارم و ای کاش میشد دوباره یه دل سیر ببینمت

عزیزم، کم سعادتی از منه.
خواهش میکنم گلم. کاری نکردم.
اگه مامان مهربون ندیدی، برو تو آینه یه نگاه به خودت بنداز گلم.
منم خیلی دوست دارم دوباره همدیگه رو ببینیم.
چطوره دست به دامن سارا بشیم؟!؟!؟!